در میانه جنگ جهانی دوم، هاینریش هیملر در پی رؤیایِ «سربازان بیباک» مسلمان، دست به تشکیل نیرویی زد که در تاریخِ یگانهای «نخبه» هیتلر، فصلی متفاوت و بحثبرانگیز گشود. لشکر ۱۳ وافناساس «هاندشار» — با نامی برگرفته از شمشیرهای عثمانی — از فرانسه تا مرزهای رایش جنگید؛ لشکری که سرگذشتش روایتِ شورش، سوگندهای وفاداری متناقض و فروپاشیِ نهایی در سایهی عقبنشینیهای بزرگ است
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ این عکس در جریان آموزش لشکر در نویهامر گرفته شده است. تصورات رمانتیکی که هیملر درباره مسلمانان بوسنیایی داشت، احتمالاً در پیدایش این لشکر نقش مهمی ایفا کرد.
او شخصاً مجذوب آیین اسلام بود و باور داشت که اسلام سربازانی بیباک میآفریند. او رؤیای ایجاد لشکر اساس بوسنیایی را در سر داشت که صرفاً از مسلمانان بوسنیایی تشکیل شود؛ به شیوهای مشابه لشکرهای بوسنیایی امپراتوری قدیمی اتریش-مجارستان.
لشکر کوهستانی ۱۳ وافناساس هاندشار تشکیلاتی رزمی مسلمان بود که آلمانیها برای بازگرداندن نظم در یوگسلاوی ایجاد کردند.
عنوان هاندشار به آن داده شد؛ برگرفته از چاقو یا شمشیر محلی مبارزهای که پلیسهای ترک در طول قرنهایی که این منطقه بخشی از امپراتوری عثمانی بود، حمل میکردند.
این نخستین لشکر غیربومی ژرمنی وافناساس بود و تشکیل آن نقطهٔ آغاز گسترش وافناساس به نیرویی چندقومیتی نظامی به شمار میرود.
این لشکر عمدتاً از مسلمانان بوسنیایی (بوسنیاکهای قومی) تشکیل شده بود؛ همراه با برخی سربازان کاتولیک کروات و افسران عمدتاً آلمانی و فولکسدویچه یوگسلاوی (آلمانیهای قومی).
لشکر ابتدا برای تشکیل و آموزش به جنوب فرانسه فرستاده شد. در شب ۱۶/۱۷ سپتامبر ۱۹۴۳ [۲۴ و ۲۵ شهریور ۱۳۲۲]، در حالی که لشکر ۱۳ اساس در فرانسه آموزش میدید، گروهی از سربازان طرفدار پارتیزان به رهبری افسران جزء مسلمان و کاتولیک شورش کردند.
آنها بیشتر پرسنل آلمانی را به اسارت گرفتند و پنج افسر آلمانی را اعدام کردند. شورشیان باور داشتند که بسیاری از سربازان ردهپایین به آنها خواهند پیوست و میتوانند به متفقین غربی برسند.
بهزودی شورش سرکوب شد و درنتیجه لشکر به زمینهای آموزشی نویهامر در منطقه سیلزی آلمان (لهستان امروزی) منتقل شد تا آموزش خود را تکمیل کند.
در مرحله آموزش، افسران آلمانی که از پیشرفت آن خرسند بودند، اصطلاح «مویو» را برای مسلمانان بوسنیایی ابداع کردند. اعضای لشکر سوگند وفاداری هم به آدولف هیتلر و هم به پاولیچ (رهبر کرواسی) یاد کردند.
لشکر مدت کوتاهی در منطقه سریمیا در شمال رود ساوا جنگید و سپس به شمالشرق بوسنی عبور کرد. پس از عبور از ساوا، منطقه امنیتی تعیینشدهای در شمالشرق بوسنی میان رودهای ساوا، بوسنا، درینا و اسپرچا برقرار ساخت.
در اواخر سال ۱۹۴۴، بخشهایی از لشکر به طور موقت به منطقه زاگرب منتقل شدند؛ پس از آن اعضای غیرف آلمانی به طور گسترده شروع به فرار کردند.
در زمستان ۱۹۴۵–۱۹۴۴، لشکر به منطقهٔ بارانیا فرستاده شد؛ جایی که در سراسر جنوب مجارستان با ارتش سرخ و بلغارها جنگید و از طریق مجموعهای از خطوط دفاعی عقبنشینی کرد تا داخل مرزهای رایش قرار گرفت.
بیشتر مسلمانان بوسنیایی باقیمانده در این نقطه لشکر را ترک کردند و کوشیدند به بوسنی بازگردند. بقیه بیشتر به غرب عقبنشینی کردند به این امید که خود را به متفقین غربی تسلیم کنند.
پنج نفر از اعضای لشکر ۱۳ وافناساس صلیب شوالیه صلیب آهنین را دریافت کردند. یکی از جنبههای متناقض وافناساس نخبه هیتلر این بود که بیش از نیمی از حدود ۹۰۰۰۰۰ نفری که در واحدهای آن خدمت کردند، آلمانی تمامعیار نبودند.
نخستین لشکرهای وافناساس از نظر نیروی انسانی اساساً کاملاً آلمانی بودند، اما با شروع لشکر زرهی ۵ اساس وایکینگ، آلمانیها شروع به جذب داوطلبان خارجی از کشورهای اشغالشده کردند.
در ابتدا تنها داوطلبان نوردیک پذیرفته میشدند، اما با پیشرفت جنگ و حادتر شدن کمبود نیروی انسانی، آلمانیها تعریف خود از «نژادهای قابلقبول» را گسترش دادند تا تقریباً هر نژادی را جز آفریقاییها و یهودیان دربرگیرد.
منبع: rarehistoricalphotos.com
۲۵۹
کد مطلب 2270765
-
نماز خواندن سربازان هیتلر در جنگ جهانی دوم + عکس
-
دسته عزاداری اردبیلیها در شمیران سال ۱۳۴۰ / عکس
-
مسابقه مهاجران برای تملک زمین در اوکلاهما؛ ۲۵ شهریور ۱۳۳ سال پیش
-
گزارشی از ثروت افسانهای ساسانیان
-
دو نوجوان در حال فالوده خوردن در مقابل دانشگاه تهران سال ۵۸ / عکس
-
دو نوجوان در حال فالوده خوردن در مقابل دانشگاه تهران سال ۵۸ / عکس
-
گزارشی از ثروت افسانهای ساسانیان